خرید بک لینک
گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حالت را بگذران،وبدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز. شك هايت را باور كن وهيچگاه به باورهايت شك نكن. زندگي شگفت انگيز است،درصورتي كه بداني چطور زندگي كني. كوچك باش و عاشق...كه عشق خود ميداند آئين بزرگ كردنت را... بگذار عشق خاصيت تو باشد، نه رابطه خاص تو باكسي. مؤفقيت پيش رفتن است نه به نقطه پايان رسيدن. هر روز صبح در آفريقا آهويي از خواب بيدار ميشود وبراي زندگي كردن ،امرار معاش در صحرا ميچرد.آهو ميداند كه بايد از

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

امـشب تمام حوصـله ام را در یـک کـلامِ کـــوچـک٬ در خـــاطـراتم٬ در صـفحات خـط خـطیِ قــــلـبم٬ خـلاصه کردم... واژه واژه سـطر سـطر صـفحه صـفحه فـصل فـصل دفـــــــتر خـــاطراتم را ورق می زنـم.. تـمامی صـفحاتش سـیاه اسـت.. سـرشـار است از خـاطرات دل نشـــین خـاطرات شــیرینــــــ .!. و ای کاش تـــکرار شـــدنی... آن روزهایی که رفـتند آن روزهـای خــوب.. آن روزهـای بـرفی خـاموش.. آن روزهـای سـرد پــاییز.. آن هایی که گذشـتند.. در اوراق زرد و پراکنده ی این دفــترچه ی قـدیمی صـفحه های ســـفید زیاد اس

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﯾﮑﯽﺗﮑﻮﻧﺖ ﺑﺪﻩ ... ﺗﮑﻮﻧﺖ ﺑﺪﻩ ﺑﮕﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯽ، ﺑﺴﻪ ﺩﯾﮕﻪ !! ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﻮﺭﻣﺎﻝ ﮐﻮﺭﻣﺎﻝ ﺑﺮﯼ ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﭼﮏ ﮐﻨﯽ! ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﻪﯾﻪ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺮﺍﺕ ﺍﻭﻣﺪﻩ !!.. هنوزﺧﻮﺍﺑﯽ ﺗﻨﺒﻞ"؟ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺭﻭ ﺷﻮﻧﺖ ﻣﯿﮕﻪ. ﺑﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﻨﯽ؟ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﺎﯼ ... ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭﺩﺍﺕ، ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺎﺕ، ﺑﻐﻀﺎﺕ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻪ !... ﭘﯿﺸﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯿﮕﯽ ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﮐﻪﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ! ؟ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺗﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﻣُﺮﺩﯼ، ﻭﻟﯽ ﺑﺎﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎ، ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﻔﺲ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﻫﺎ... ﻫﻨﻮﺯ ﺟﺴﻤﺖ ﺗﮑﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭه...!

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

روز آینده تولدشه...ار سال ناخواسته 1روز دیر تر تولدشو بهش تبریک گفتم خیلی از کارم پشیمون شدم و خودمو سرزنش کردم همش دلم میخواست امسال واسش جبران کنم و از دلش در بیارم همش دوست داشتم همچین روزی برم خواستگاریش ولی دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد دیگه هیچ کاری نمیتونم بکنم شاید فقط بتونم واسه سلامتی موفقیتش دعا کنم واسه خوشبختیش.... بهم دیگه قول داده بودیم که تو هر شرایطی باهم باشیم هم دیگرو تنها نزاریم تا پای جون ولی خب سر قولش نموند دوباره....ازش قول گرفته بودم که فقط نخواد تو خوشیا و اسونیا باهم

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

برایِ تــــو می نویسم


بــــــی تــــــو خواهمــ مــــــرد ...

می رومـــ و پشتـــــ خواهمـــ کــرد به تمـــامیِ تپشــهایِ این دقایــــق
دل خواهمــ کَنـد
بی تـــــو خواهمــ زیـستـــــ
گوش خواهــمــ سپـرد
فریــاد خواهمــ شد
مهربان نخواهمــ بـود ،
دل نخواهمــ سپرد
آرامـــــتر که شدمــ


بــــــی تــــــو خواهمــ مــــــرد ...

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

تو هنوز برام همه کسی ...

تو هنوز واسم معینمی

تو هنوز برام همه کسی

امسال تنها سالیه که روز تولدم آرزوی مرگمو میکنم

من فقط عشق تو رو تو قلبم گذاشتم

هیچ کسی نمیتونه عشقتو ازم جدا کنه

اگه کسی به زور تحمیلم کرد آمادم تا جونمو برای عشقم بدم

اینقدر عشقمو کوچیک نکن

کاش همون پارسال بود

کاش همون تبریکه 1 روزازش گذشته بود

اصلا کاش میمردم

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

سلام غزال خوبی؟میدونی غزال از وقتی رفتی خیلی تنها شدم خیلی زیاد همیشه من بودم و تو خدا حالا که تو رفتی فقط میتونم دردو دلام رو به خدا بگم خیلی وقتی سعی میکنم همچی رو فراموش کنم که اصلا عشقی وجود داره دوست داشتنی وجود داره با دوستام بازی میکنم شوخی خنده میکنم تا همچی یادم بره ولی اونا نمیتونن تورو از یادم ببرن چجوری اخه میتونن کسی که زندگی و ایندم و باهاش ساختم کسی که تمام زندگی من بود و از یادم ببرن غزال چرا تنهام گذاشتی چرا نخواستی ما دیگه باهم نباشیم مگه تو بهم قول نداده بودی؟مگه همیشه نم

برچسب: نویسنده: مهدی مقدم تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:28

صفحه بندی